در وصف حضرت مسلم (ع)

پبامبر اکرم (ص)خطاب به امیرالمومنین (ع)در وصف حضرت مسلم (ع)فرمودند:”به تحقیق فرزند عقیل در راه محبت ودوستی فرزند تو کشته می شود پس اشک دیده مومنان بر او فرو میریزد وفرشتگان مقرب درگاه پروردگار بر اودرود می فرستند.”
منبع:مقاتل الطالبین -ابوالفرج اصفهانی

امام حسین در نامه خود به اهل کوفه فرمودند:”به درستی که به سوی شما فردی را فرستادم که برادر و پسرعموی من است و او مورد وثوق من است ،از او اطاعت نموده و به کلام او گوش سپارید.”
*****

در باره مسلم (ع) چه می توان شنید جز فداکاری و حماسه و آزادگیش .چه می توان نوشت ،جز عمل به وظیفه و اطاعت از امام و جهاد در راه حق تا مرز شهادت،وچه می توان گفت جز بیان صداقت ورشادت و ایمانش.

*****

بسم الله الرحمان الرحیم

از طرف حسین ابن علی(ع) به سران مومن و مسلمان، واما بعد!

آخرین نامه شما به وسیله ی هانی و سعید به دستم رسید و از مطالب و سخنانتان آگاهی یافتم همگی اظهار داشته اید که ما امامی نداریم و تو به سوی ما بیافبلکه به این وسیله خداوند ما را هدایت نموده و برگرد حق جمع کند. اینک من ، برادر و پسر عمو و یکی از افرار مورد اعتماد خانواده ام را به سوی شما فرستاده و از او خواسته ام اوضاع و احوالتان را برایم بنویسد.اگر او نوشت که رای و نظر خردمندان و روشنفکران و برجستگان شما با آنچه در نامه هایتان منعکس شده و فرستادگانتان اظهار نموده اند مطابق است،ان شاالله به زودی می ایم . به جان خودم سوگند پیشوا باید عامل به کتاب، عدالت پیشه و حق مدار باشدو خویش را وقف خدا کند.

*****
صفحه ای از صحیفه زرین زندگی مسلم بن عقیل (ع)

در دام هوای تو گرفتار , منم

غم های تو را به جان خریدار , منم

جانبازی عشاق اگر هست هوس

اول که قدم نهد در این کار منم

برگ های کتاب کهن تاریخ ورق خورد و در صفحه ای مبهم , تولد کودکی از تبار آل ابوطالب را نشان داد ؛ خانه , خانه ی (عقیل ) بود . سرزمین حجاز گهواره ی نوزاد خجسته ی دیگری از نوادگان فاطمه بنت اسد (س) گردید . اگر چه آن برگ زرین کتاب تاریخ در گذر ایام و طوفان حوادث به دست فراموشی سپرده شد و روز ولادت نوزاد فرخ فال عقیل از خاطر پیر فرتوت تاریخ سترده شد , اما شیرینی زاده روز او در کام دشت های تفت دیده ی شهر پیامبر (ص) باقی مانده . نوزاد ” مسلم ” نامیده شد , نامی زیبنده برای یک مسلمان . فرزندان شجاع , زاییده ی مادرانی پاکدامان و شجاع هستند , مسلم (ع) فرزند بانویی سترگ و پاکدامن از سرزمین (تبط) به نام (علیه) بود . خاندانی که شخصیت مسلم (ع) در آن شکل گرفت , خاندان علم و فضیلت و شرف بود , ایشان از آغاز کودکی در کنار امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بزرگ شده . از کمالات اخلاقی و انسانی و شجاعت و ایثار آن اسوه های کمال حداکثر بهره را برد . این نوجوان رشید و پاک با ازدواج با دختر عمویش (رقیه) به افتخار دامادی مولا علی (ع) از رسول خدا سوال کرده ” یا رسول الله عقیل را دوست می داری ؟ پیامبر فرمود : آری من عقیل را دوست می دارم . اول آنکه به خاطر وجود خودش دوست می دارم , دوم به جهت آنکه ابوطالب او را دوست می داشت , دوست می دارم . فرزند همین عقیل در راه دوستی فرزند تو فدا می شود و چشمان مومنین برای او گریان خواهد شد و ملائکه بر او درود می فرستند .

مسلم (ع) در دوران خلافت علی (ع) به نقل برخی از تواریخ عهده دار برخی مناصب نظامی در سپان آن حضرت بود . در جنگ صفین در کنار امام حسن (ع) و امام حسین (ع) ماموریتی در جناح راست سپاه اسلام بر دوش داشت .

پس از شهادت امیر مومنان علی (ع) سربازی فرمان بردار در خدمت امام حسن (ع) بود و در دوران ده ساله امامت آن حضرت در جهت اهداف متعالی اسلام ایفای نقش می کرد پس از شهادت امام مجتبی (ع) این فرمان برداری را در خدمت حضرت امام حسین (ع) ادامه داده تا اینکه نهضت خون بار امام حسین (ع) پیش آمد و مسلم (ع) به عنوان پیشگام اشعار زیر را قرائت فرمودند : ( اگر دنیا به نظر دنیا پرستان گرانبها شمرده شود همانا پاداش آخرت گرنبهاتر است ) .

اما در کوفه چه گذشت ؟

بعد از دعوت دهها هزار نفری مردم کوفه از امام حسین (ع) برای بر عهده گرفتن رهبری خود , امام که به ایثار , شجاعت , کاردانی , ایمان قوی و ثبات قدم مسلم (ع) واقف بود , او را به عنوان سفیر خود به کوفه فرستاد و در نامه به کوفیان نوشت ( … اینک من برادرم , عموزاده ام و شخص مورد اعتمادم از خانواده ی خویش یعنی مسلم بن عقیل (ع) را به سوی شما فرستادهم و او را مامور کردم که از حال شما و از کار و نظرتان به من گزارش دهد , اگر به من خبر دهد که رای بزرگان و صاحبان فضل و خرد شما همان چیزی است که قاصدانتان گفتند و در نامه هایتان نوشته شده است به خواست خدا به سویتان خواهم آمد … ).

مسلم (ع) در کوفه , در خانه مختار ثقفی که از شیعیان علی بن ابیطالب (ع) بود مستقر شد . بالاخره تلاش های مسلم (ع) به ثمر نشست و هجده هزار نفر به عنوان نماینده امام با او بیعت کردند . مسلم(ع) با تشکیل نیروها و تهیه سلاح و آماده کردن مردم , زمینه ی آمدن امام حسین (ع) به کوفه را فراهم ساخت , سپس طی نامه ای اوضاح مساعد و شرایط مناسب کوفه را به امام گزارش داده و از آن حضرت درخواست کرد هر چه زودتر خود را به کوفه برساند . با اوج گیری نهضت مخفی مسلم (ع) در کوفه یزید والی کوفه را عوض کرده و به جای نعمان ابن بشیر , یکی از چهره های خشن و بی رحم , به نام ابن زیاد را به عمارت کوفه منصوب نمود .

ابن زیاد که برای سرکوب و قلع و قمع نهضت مسلم (ع) وارد کوفه شده بود , عده ای را با تهدید و عده ای را با طمع از طور مسلم پراکنده ساخت . با عوض شدن چهره کوفه , مسلم (ع) از خانه مختار به خانه هانی از چهره های سر شناس و با نفوذ کوفه نقل مکان کرده که بعد از شناسایی مخفی گاه دوم مسلم (ع) ابن زیاد , هانی را دستگیر و به زندان افکند و با به کار بستن شیوه های ارعاب , تهدید , فریب و بهره گیری از روسای قبائل و … توانست بر اوضاع کوفه مسلط شود . با نا امن شدن خانه ی هانی و بیعت شکنی مردم عاقبت طلب کوفه , داستان غربت مسلم (ع) در کوفه شروع شد , داستان غربی و تنها ماندنش در کوفه و پناه بردنش به خانه ی زن شیعه به نام “طوعه” که وقتی مسلم را شناخت با احترام او را به خانه اش راه داد و از وی پذیرایی کرد . با هجوم سپاه ابن زیاد به خانه ی طوعه مسلم (ع) بعد از شجاعت بی نظیر و مبارزه دلیرانه با فریب دشمن دستگیر و مظلومانه سرش را که در مقابل جز خدا خم نشده بود در بالای دار العماره فدای دوست کرد و… ردای شهادت را به دوش افکنده و از مرز آسمان ها گذشت وقتی خبر شهادت مسلم (ع) به امام حسین (ع) رسید , امام فرمودند : ” خدا مسلم را رحمت کند , او به سوی روح و ریحان و بهشت خشنودی خدا رهسپار شد . آگاه باشید او مسئولیتی که بر عهده اش بود را انجام داد , اکنون نوبت ماست که آنچه به آن مسئول هستیم را انجام دهیم .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.